على اصغر شميم
252
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
فرانسه ملاقات كرد و هداياى محمد شاه را كه يك قبضهى شمشير مرصع به جواهر و شانزده طاقهى شال رضايى و يك جلد كتاب شاهنامهى فردوسى و يك جلد كتاب كليات سعدى بود به پادشاه فرانسه تقديم نمود « 1 » . بهطورى كه در فصل يازدهم اشاره شد ، چون انگلستان با سفر رسمى نمايندهى فوق العادهى ايران به لندن موافقت نكرد ، آجودانباشى همراه جبرائيل خان مترجم خود بهطور غيررسمى از پاريس عازم لندن شد و پس از مدتى اقامت در آن شهر بار ديگر به پاريس بازگشت و طى ملاقات و مذاكره با اولياى دولت فرانسه ، از آن دولت خواست كه يك هيئت از متخصصين توپخانه و سواره و پيادهنظام براى تعليم سپاه ايران از اتباع فرانسه به استخدام دولت درآورد . دولت فرانسه كنت دوسرسى « 2 » را به سفارت در دربار ايران برگزيد و او با سه نفر معلم توپخانه و دو معلم سوارنظام و پنج افسر پيادهنظام كه به خدمت ارتش ايران درآمده بودند ، عازم ايران گرديدند و اين هيئت در اوايل ماه شوال سال 1255 قمرى به تبريز رسيدند و از آنجا عازم اصفهان شدند و در اين شهر به حضور محمد شاه بار يافتند . بدينترتيب روابط سياسى ايران و فرانسه كه پس از عدم كاميابى ژنرال گاردان در اجراى تعهدات ناپلئون اول نسبت به ايران قطع شده بود ، مجددا برقرار گرديد . از همراهان كنت دوسرسى مشهورتر از همه يكى ژنرال فريه « 3 » و ديگرى ژنرال مهندس سمينو « 4 » بودند . سمينو مدتى در ارتش ايران در محاصرهى هرات خدمت كرد و ژنرال فريه به
--> ( 1 ) - داستانى از دوران اقامت حسين خان آجودانباشى در پاريس در كتاب ناسخ التواريخ ذكر شده كه نقل آن در اينجا خالى از فايده نيست : « و اين هنگام چنان افتاد كه مردم پاريس بر او شوريدند و خواستند پادشاه را مقتول سازند . . . بعد از آنكه پادشاه بر مفسدين غلبه كرد ، ايشان را گرفته محبوس داشت آنكس را كه سبب اين فتنه بود ، خواست مقتول سازد . ما در آن مجرم نزد پادشاه رفته بناليد و آب چشمش بر دست پادشاه چكيد . در اين وقت پادشاه از خون او بگذشت و خطى بدينگونه نوشت كه اگرچه آن مقصر قصد هلاك كسى كرده بود كه آسايش خلق به واسطهى وجود اوست ، لكن به دستى كه اين حكم را مىنويسد قطرهاى از آب چشم مادر او افتاد و از آن رحم به دل صاحب اين دست آمد ، چون اركان دولت و جمهور را در عقاب و بخشش او حقى نيست و مختصر به وجود ماست از تقصير او درگذشتيم و به همان قطرهى اشك او را بخشيديم و مرخص كرديم ( ناسخ التواريخ ، جلد دوم تاريخ قاجاريه ) . ( 2 ) - Con te de Sercey ( 3 ) - G . FERRIER ( 4 ) - G . Semeneau